عیسي مسیح :
«همان گونه که می اندیشید همان خواهید شد»


 

پس چرا :


به موفقیت نمی اندیشیم!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : یکشنبه 1388/07/26 | 13:59 | نویسنده : راشین |
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netآرزویت را هرگز تباه مکن ..

 خیلی شادم .تقدیم به همه دوستان خوبم با عشق.


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/07/23 | 17:25 | نویسنده : راشین |
 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 حس ُ فردی خوب و غنی بودن اساس هر موفقیتی را در زندگی تان تشکیل می دهد........


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/07/23 | 17:21 | نویسنده : راشین |
 

 

دریا هم زیر باران خیس می شود .......

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/07/23 | 17:9 | نویسنده : راشین |

 

 

چه فکر کنی که می توانی یا نمی توانی در هر صورت حق با شماست ......


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : چهارشنبه 1388/07/22 | 15:4 | نویسنده : راشین |

من میدانم

اگر کوهی رویارویم قرار گیرد ،

در نمی مانم ،

چندان می کوشم تا از آن بالا روم

یا راهی در درونش بیابم

یا از زیر آن تونلی میزنم

یا تنها می ایستم ،و با یاری خدا ،به معدنی از طلا بدلش می کنم ...........

            همت بلند دار که با همت بلند              هر جا روی به توسن گردون سواره ای


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : یکشنبه 1388/07/12 | 23:57 | نویسنده : راشین |
 

Effect of the positive parenting program on parents of children with attention deficit hyperactivity disorder

تاثير آموزش«برنامه ی تربیت سازنده» به مادران بر مشکلات رفتاری كودكان مبتلا به

 اختلال بيش ‌فعالي كم‌توجهي

*دكتر فاطمه محرري1، دكتر زهرا شهريور2، دكتر مهدي‌تهراني‌دوست3

خلاصه

مقدمه: آموزش برنامه ی تربیت سازنده به مادران در کاهش مشکلات رفتاری کودکان در مطالعات متعددی مورد تاکید قرار گرفته است. این مهم، در مورد اختلال بيش فعالي كم توجهي (ADHD) در ایران بررسی نشده است، لذا در این پژوهش با توجه به شیوع مسئله به آن پرداختیم.

روش کار: این كارآزمايي باليني بر روی60 مادر مراجعه کننده (30 نفر مورد و30 نفر شاهد) به درمانگاه كودك و نوجوان بيمارستان روزبه تهران كه داراي كودك مبتلا به اختلال بيش فعالي كم توجهي در سنين 12-6  سال بودند، انجام شد. مادران هر دو گروه که از نظر برخی عوامل دموگرافیک همگن شده بودند، پرسش نامه های پژوهش را قبل از شروع جلسات و در پایان جلسه ی هشتم تکمیل کردند. داده
ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با روش آماری تحلیل واریانس با طرح اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند.

یافته ها: كاهش قابل توجه در علایم ADHD (بر اساس پرسش نامه ی كانرز و مقياس نمره‌گذاري ADHD) در گروه مورد، نسبت به گروه شاهد مشاهده شد (001/0>P). تغيير كلي ميانگين متغيرهاي مربوط به مقياس‌هاي فرزندپروري و نیز تفاوت در شاخص‌هاي افسردگي، اضطراب و فشار رواني در گروه مورد نسبت به گروه شاهد معني‌دار بود (001/0>P). نتايج مربوط به مقياس توانايي‌ها و مشكلات (SDQ) در تمام شاخص‌ها به جز مشكلات سلوك در گروه مورد نسبت به گروه شاهد به صورت معني‌دار بهبودي نشان داد (001/0>P).

نتيجه گيري: كاربرد "برنامه ی تربيت سازنده" در والدين كودكان مبتلا به اختلال بيش فعالي كم توجهي در كاهش مشكلات رفتاري و افزايش توانايي‌هاي اين كودكان موثر مي‌باشد.

واژه های كليدي: اختلال بيش فعالي كم توجهي، تربيت سازنده، مشكلات رفتاري كودكان، والد بودن

*مولف مسئول: ایران، مشهد، میدان بوعلی، بلوار عامل، بيمارستان ابن
سينا

1استاديار روان‌پزشكي كودك و نوجوان، دانشگاه علوم پزشكي مشهد

2استاديار روان‌پزشكي كودك و نوجوان، دانشگاه علوم پزشكي تهران

3دانشیار روان‌پزشكي كودك و نوجوان، دانشگاه علوم پزشكي تهران


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : یکشنبه 1388/07/12 | 23:49 | نویسنده : راشین |
 

Case-control study of defense styles and state-trait anxiety

among college students with general anxiety disorder

مطالعه ی مورد-شاهدی سبك‌هاي دفاعي و اضطراب حالت-صفت  در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب من

      *احمدرضا محمدپور يزدي1،دكتر بهروز بيرشك2، دكتر لادن فتي3،دكتر محمود دژكام4

1کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

2دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه علوم پزشکی ایران

3استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه علوم پزشکی ایران

4دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

 
مقدمه: رابطه ی بین مکانیسم های دفاعی و اضطراب در متون علمی مطرح می باشد. با توجه به شیوع اختلال اضطراب منتشر (GAD)  به ارزیابی سبك‌هاي دفاعي و ارتباط آن با اضطراب حالت- صفت در دانشجويان مبتلا به GAD پرداختیم.
 
روش کار: تعداد 30 دانشجوی مبتلا به GAD و 30 دانشجوی غیرمبتلای 27-19 ساله (15 پسر و 15 دختر در هر گروه) که از نظر متغيرهاي جمعيت‌شناختي همتاسازی شده بودند به روش نمونه گیری در دسترس از بین داوطلبان انتخاب شدند. تمام دانشجویان تحت مصاحبه ی بالینی ساخت‌يافته و پرسش نامه ی سلامت عمومی قرار گرفتند تا معیارهای ورود را داشته باشند. سپس دو گروه به پرسش‌نامه‌هاي سبك دفاعي-40 (DSQ-40) و اضطراب حالت- صفت اشپیلبرگر (STAI) پاسخ دادند. براي تحليل داده‌ها از آمار توصيفي، آزمون های تی مستقل، ضريب همبستگي و تحليل واريانس دوسويه استفاده شد.
 
یافته ها: به طور معنی داری استفاده از سبك دفاعي پخته در گروه غيرمبتلا بیشتر بود (032/0P<) و مكانيسم‌هاي دفاعي شوخي(048/0P<)، انكار(034/0P<)، فرونشاني(035/0P<)، گسست(040/0P<) و دليل‌تراشي(0005/0P<) در گروه غيرمبتلا و فرافكني(002/0P<) و جسماني‌سازي (001/0P<) در گروه مبتلا بيشتر مورد استفاده قرار گرفته بودند. همبستگي معكوس متوسط و معنی داری بين نمره ی اضطراب حالت- صفت با نمره ی سبك دفاعي پخته وجود داشت. همبستگي بين سبك دفاعي ناپخته و اضطراب حالت اندک بود و بين سبك دفاعي نوروتيك و اضطراب حالت- صفت رابطه‌اي مشاهده نشد.
 
نتيجه گيري: افراد با سطح مطلوب سلامت عمومي و نمره ی اضطراب حالت- صفت پايين، از سبك دفاعي پخته استفاده مي‌كنند. استفاده ی دانشجویان سالم از مكانيسم‌هاي دفاعي شوخي و فرونشاني نيز اين نتيجه‌گيري را حمايت مي‌كند.

 
واژه های كليدي: اختلال اضطراب منتشر، اضطراب، حالت، دانشجو، سبك دفاعي، سلامت عمومی، صفت، مكانيسم دفاعي
 
*مولف مسئول: ایران، تهران، خیابان ستارخان، خیابان نیایش، خیابان شهید منصوری، انستیتو روان
پزشکی تهران

1کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

2دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه علوم پزشکی ایران

3استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه علوم پزشکی ایران

4دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : یکشنبه 1388/07/12 | 23:43 | نویسنده : راشین |
 

باورهای فراشناختی و سلامت عمومی در دانشجویان

*احمد عاشوری1، یعقوب وکیلی2، سارا بن  سعید3، زهرا نوعی4

خلاصه

مقدمه: فراشناخت یک مفهوم چند وجهی است. این مفهوم در برگیرنده ی دانش، فرآیندها و راهبردهایی است که شناخت را ارزیابی، نظارت و یا کنترل می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط باورهای فراشناختی با سلامت عمومی دانشجویان انجام شده است.

روش کار: تعداد 100 نفر (56 دختر و 44 پسر) از دانشجویان دانشکده ی روان شناسی دانشگاه آزاد کرج به صورت تصادفی خوشه­ای انتخاب و علاوه بر سئوالات دموگرافیک به پرسش  نامه­ی باورهای فراشناختی ولز و کارترایت و پرسشنامه ی سلامت عمومی پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش­های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد.

یافته ها: بین نمرات افراد در مقیاس­های باورهای فراشناختی و سلامت عمومی همبستگی مثبت معنی­داری وجود داشت به عبارتی با افزایش نمره
ی فرد در مقیاس فراشناختی، وضعیت سلامت عمومی وی بدتر می شد. هم چنین نمره ی کلی با نمرات افراد در ابعاد کنترل ناپذیری و خطر، باورهای ثبت درباره ی نگرانی، اطمینان شناختی و نیاز به کنترل افکار رابطه ی معنی داری داشت (001/0P<) ولی با نمره ی عامل وقوف شناختی رابطه ی معنی­داری نداشت. بهترین پیش بینی کننده ی وضعیت سلامت عمومی، نمره ی فرد در عامل فراشناختی کنترل ناپذیری و خطر بود.

نتيجه گيري: باورهای فراشناختی از عوامل موثر در وضعیت سلامت  روانی هستند و می توان با تغییر فراشناخت­هایی که شیوه­های ناسازگارانه ی فکرات منفی را زیاد می­کنند و یا باعث افزایش باورهای منفی عمومی می گردند به بهبود وضعیت سلامت  روانی دانشجویان کمک کرد.

واژه های كليدي: اطمینان شناختی، باورهای فراشناختی، باورهای مثبت، کنترل ناپذیری و خطر، نیاز به کنترل افکار، سلامت  عمومی، دانشجو

*مولف مسئول: ایران، تهران، خیابان ستارخان، خیابان نیایش، خیابان شهید منصوری، انستیتو روان
پزشکی تهران

1دانشجوی دکترای روان شناسی بالینی، انستیتو روان پزشکی تهران

2دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی ، انستیتو روانپزشکی تهران

3کارشناس روانشناسی بالینی، دانشگاه آزاد اسلامی کرج

4کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، انستیتو روانپزشکی تهران


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : یکشنبه 1388/07/12 | 23:40 | نویسنده : راشین |
 

نارسايي هيجاني و سبک هاي دفاعي

دكتر محمدعلي بشارت

استاد روان شناسی بالینی- دانشگاه تهران

خلاصه

مقدمه: در اين پژوهش رابطه ی بين نارسايي هيجاني و سبک هاي دفاعي من در يک نمونه ی دانشجويي مورد بررسي قرار گرفت. هدف اصلي پژوهش حاضر مطالعه ی نوع رابطه ی نارسايي هيجاني و مولفه هاي آن شامل دشواري در شناسايي احساسات، دشواري در توصيف احساسات و تفکر عيني با سبک هاي دفاعي من شامل سبک دفاعي رشد يافته، سبك دفاعي نوروتيك و سبك دفاعي رشد نايافته بود.

روش کار: 286 دانشجو (135 پسر و151 دختر) از رشته‏هاي مختلف دانشگاه تهران در اين پژوهش شركت كردند. از آزمودني ها خواسته شد نسخه ی فارسي" مقياس نارسايي هيجاني تورنتو" (FTAS-20) و "پرسش نامه سبک هاي دفاعي"(DSQ) را تکميل کنند. براي تحليل داده هاي پژوهش از شاخص ها و روش هاي آماري شامل فراواني، درصد، ميانگين، انحراف معيار، تحليل واريانس چند متغيره، ضرايب همبستگي پیرسون و تحليل رگرسيون استفاده شد.

یافته ها: بين نارسايي هيجاني و سبک دفاعي رشد يافته، همبستگي منفي معنادار (001/0P<) و بين نارسايي هيجاني و سبک هاي دفاعي نوروتيك و رشد نايافته همبستگي مثبت معنادار (001/0P<) وجود دارد.

نتیجه گیری: بر اساس يافته هاي پژوهش حاضر مي توان نتيجه گرفت که نارسايي هيجاني با مكانيسم هاي دفاعي من رابطه دارد.

واژه‌هاي كليدي: سبک دفاعي، مكانيسم دفاعي، نارسايي هيجاني


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : یکشنبه 1388/07/12 | 23:37 | نویسنده : راشین |

The Releationship between Emotional Intelligence, Defence Mechanisms and Addiction

 

سعید اکبری زردخانه

کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

دکتر رضا رستمی

دانشجوي كارشناسي ارشد
دانشگاه شهيد بهشتي

مصطفی زارعان

کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی


چكيده
مقيـاس هوش هيجانـي (بشارت، 2007)، پرسشنـامه سبـك دفـاعي (اندروز، سينگ، و باند، 1993) و مقياس پذيرش اعتياد (AAS؛ ويد و ديگران، 1992)، در 296 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران با انتخاب تصادفي اجرا شد. نتايج نشان دادند كه بين نمره‌هاي كل هوش هيجاني، زيرمقياس ادراك هيجاني و پذيرش اعتياد رابطه منفي معنادار وجود دارد. با كنترل اثر هوش هيجاني و مؤلفه‌هاي آن، بين مكانيزمهاي دفاعي رشد يافته و رشد نايافته و پذيرش اعتياد به ترتيب رابطه منفي و مثبت معنادار مشاهده شد. اما با كنترل اثر مكانيزمهاي دفاعي، هوش هيجاني، مؤلفه ادراك هيجاني و پذيرش اعتياد رابطه منفي داشتند. بنابراين، سازه هوش هيجاني مي‌تواند نقش متغير ميانجي نيرومند بين وي‍ژگيهاي هيجاني با پذيرش اعتياد داشته باشد.

واژه‌هاي کليدي : هوش هيجاني، مكانيزمهاي دفاعي، پذيرش اعتياد.

موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : یکشنبه 1388/07/12 | 23:32 | نویسنده : راشین |
 

 

                        در ابتدا هیچ چیز  جز  یک رویا نیست ...........


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : جمعه 1388/07/10 | 23:1 | نویسنده : راشین |
روانشناسان ايراني بهار 1387; 4(15):267-276.
 
بازي درمانگري بي رهنمود در كودكان مبتلا به مشكلات دروني سازي شده
 
بيات مريم*
 
* دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

در ايـن پ‍ژوهش بـه بررسي اثربخشي بازي درمانگري بي رهنمود بر كاهش رفتارهاي دروني سازي شده

در كودكـان پيش دبستاني كه بر اساس فهرست رفتاري كودك (CBCL، آشنباخ و رسكورلا، 2001) در

 حيطه مشكلات دروني سازي شده (اضطراب، افسردگي و كناره گيري) نيازمند توجه باليني بودند به عنوان

 گروه نمونه انتخاب شدند. اين كودكان در قالب گروههاي دو نفره در طي هفت هفته در 16 جلسه بازي

 درمانگري شركت كردند. مادران اين كودكان پس از پايان جلسه هاي چهارم، هشتم، دوازدهم و شانزدهم

فرمهاي CBCL را در مورد فرزندان خود تكميل كردند. نتيجه آزمون اندازه گيريهاي مكرر نشان داد،

نمره هاي مقياس دروني سازي شده به طور معناداري كاهش يافت. اهميت عملي يافته هاي پژوهش در

 ارتباط با يافته هاي پيشين در قلمرو پيشگيري و درمانگري اختلالهاي دروني سازي شده زودرس مورد

بحث قرار گرفت.

 
كليد واژه: بازي ‏درمانگري بي‏رهنمود، مشکلات دروني‏سازي ‏شده، کودکان پيش ‏دبستاني

موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/07/02 | 17:7 | نویسنده : راشین |
روانشناسان ايراني زمستان 1386; 4(14):115-123.
 
اختلال اضطراب اجتماعي و نمايش درمانگري
 
دادستان پريرخ,صالح صدق پور بهرام,اناري آسيه*
 
 
 

اثـربخشي نمايـش درمانگري بـر کاهش نشانـه هاي اختلال اضـطراب اجتماعي- شامل اضطراب کارآمدي، اجتناب کارآمدي، اضطراب اجتماعي و اجتناب اجتماعي ـ در اين پژوهش بررسي شـد. 220 کودک (10-11 ساله) دو مدرسه ابتدايي تهران، مقياس اضطراب اجتماعي لايبويتز براي کودکان و نوجوانان LSAS-CA)؛ ماسياـ وارنر، کلاين و لايبويتز، 2003) را تکميل کردند. سپس 32 نفر از کودکاني که بيشترين نمره ها را در مقيـاس LSAS-CA به دست آورده بودند به عنـوان نمونه انتخاب شدند و به طـور تصادفي در گروه آزمايشي (16 نفر) و گروه کنترل (16 نفر) قرار گـرفتند. گروه آزمايشي به مـدت 6 هفته، هفته اي دو بار در جلسه هـاي دو ساعـته روان نمايشگري شرکت کردند. گروه کنترل مداخله اي دريافت نکرد. يافته ها کاهش معنادار نشانه هاي مرضي در کودکان گروه آزمايشي در مقايسه با گروه کنترل را نشان دادنـد و يک پيگيـري سه ماهـه نيز پايداري نتايج را تاييد کـرد. استلزامهاي باليني براي پيشگيري و درمان اختلال اضطراب اجتماعي در کودکان مورد بحث قرار گرفت.

 
كليد واژه: اختلال اضطراب اجتماعي، نمايش درمانگري، کودکان

موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/07/02 | 17:4 | نویسنده : راشین |
فصلنامه خانواده پژوهي زمستان 1387; 4(16):353-368.
 
اثر آموزش والدين بر مبناي برنامه فرزندپروري مثبت (3P) بر سلامت روان شناختي مادران کودکان مبتلا به اختلال نافرماني مقابله اي (ODD)
 
جلالي محسن,پوراحمدي الناز*,طهماسيان كارينه,شعيري محمدرضا
 
* تبريز، دانشگاه پيام نور شبستر، گروه روان شناسي
 
 

پژوهش حاضر با هدف بررسي تاثير آموزش والدين بر اساس برنامه فرزندپروري مثبت (P3) بر سلامت روان شناختي مادران کودکان مبتلا به اختلال نافرماني مقابله اي طراحي و اجرا شد. اين مطالعه از نوع شبه آزمايشي با طرح پيش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بوده و جامعه مورد مطالعه آن را مادران دانش آموزان پسر 7 تا 10 ساله دبستان هاي پسرانه شهرستان نهاوند تشکيل مي دهند.
نمونه گيري در دو مرحله انجام شد و 30 نفر از مادران کودکاني که بر اساس فهرست رفتاري کودک (CBCL) و فرم گزارش معلم (TRF)، مبتلا به اختلال نافرماني مقابله اي (ODD) تشخيص داده شده بودند، انتخاب شده و سلامت رواني آن ها با استفاده از پرسشنامه 28 سوالي سلامت رواني (GHQ-28) مورد ارزيابي قرار گرفت.
در نهايت 20 نفر از مادراني که در پرسشنامه سلامت روان نمره اي برابر يا بالاتر از نقطه برش (23) گرفتند، انتخاب و به دو گروه آزمايش (n=10) و گواه (n=10) تقسيم شدند. سپس برنامه آموزش فرزندپروري مثبت به مدت 2 ماه در 8 جلسه آموزشي 120 دقيقه اي براي آزمودني هاي گروه آزمايش اجرا شد. سلامت رواني مادران دو گروه بلافاصله پس از پايان جلسات آموزش والدين، دوباره مورد ارزيابي قرار گرفت. در نهايت داده هاي به دست آمده توسط آزمون U من ويتني مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتايج نشان دادند که نمره کلي سلامت رواني و نيز نمره زير مقياس هاي نشانه هاي جسماني، اضطراب و بي خوابي و افسردگي مادران گروه آزمايش پس از پايان جلسات آموزش برنامه فرزندپروري مثبت، با توجه به تغييرات پس آزمون نسبت به پيش آزمون، کاهش يافته (P<0.05) ولي در تغييرات پس آزمون نسبت به پيش آزمون زير مقياس نارساکنش وري اجتماعي تفاوت معناداري را نشان نداد (P=0.15). اين نتايج بيان مي کنند که آموزش برنامه فرزندپروري مثبت، سلامت روان شناختي مادران کودکان مبتلا به اختلال نافرماني مقابله اي را افزايش مي دهد. با توجه به اين که شدت و ضعف مشکلات رواني - عاطفي مادران نقش مستقيمي در ميزان و نحوه بروز مشکلات رفتاري - هيجاني کودکان دارد، لذا با انجام مداخلات اين چنيني که ارتقاي سلامت رواني والدين را موجب مي شود، مي توان گام هاي مثبت و استواري در جهت رفع و يا تخفيف مشکلات رفتاري کودکان برداشت.

 
كليد واژه: آموزش والدين، برنامه فرزندپروري مثبت، سلامت روان شناختي، اختلال نافرماني مقابله اي

موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/07/02 | 16:59 | نویسنده : راشین |
هوش معنوي يا SQ را مي توان همان توانايي دانست که به ما قدرتي مي دهد و روياها و تلاش و کوشش براي به دست  آوردن آن روياها را مي دهد.
اين هوش زمينه تمام آن چيزهايي است که ما به آنها معتقديم و نقش باورها، هنجارها، عقايد و ارزش ها را در فعاليت هايي را که بر عهده مي گيريم در بر مي گيرد.
هوشي که به واسطه آن سوال سازي در ارتباط با مسائل اساسي و مهم در زندگي مان مي پردازيم و به وسيله آن در زندگي خود تغييراتي را ايجاد مي کنيم.
 با استفاده از هوش معنوي به حل مشکلات با توجه به جايگاه، معنا و ارزش آن مشکلات مي پردازيم. هوشي که قادريم توسط آن به کارها و فعاليت هايمان معنا و مفهوم بخشيده و با استفاده از آن بر معناي عملکردمان آگاه شويم و دريابيم که کداميک از اعمال و رفتارهايمان از اعتبار بيشتري برخوردارند و کدام مسير در زندگي مان بالاتر و عالي تر است تا آن را الگو و اسوه زندگي خود سازيم.
يکي از نمادهايي که معمولا در توضيح اين هوش به کار گرفته مي شود، نماد گل نيلوفر است که در آن با تلفيق سنت و عقايد موجود در شرق و غرب و با استعانت از مسائل علمي، مدلي قابل لمس و زيبا براي SQ ارائه داد.
در اين مدل هر سطح از گلبرگ ها يکي از سه توان پايه اي در بشر هستند. بيروني ترين گلبرگ ها، نشانگر شش نوع «خود» است. همان طور که اشاره شد هوش معنوي يکي از توانايي هاي ذاتي و فطري در انسان است که همانند ساير هوش ها چنانچه مورد توجه قرار گيرد مي تواند پرورش يافته و توسعه يابد.
به عبارتي SQ قابل توصيف و توضيح و اندازه گيري است. براي اندازه گيري اين هوش مي توان به سنجش مهارت ها و توانايي هايي که ناشي از اين هوش است بپردازيم.
افرادي که داراي هوش معنوي هستند داراي اين صفات مي باشند:
- قدرت مقابله با سختي ها، دردها و شکست ها
- بالا بودن خودآگاهي در اين افراد
- حسي که اين افراد را هدايت  دروني مي کند
- درس گرفتن از تجربيات و شکست ها
- از دشواري هاي زندگي فرصتي مي سازد براي دانستن
- توانايي  ايستادگي در برابر جمع و هم راي نشدن با عامه مردم
- گفتن «چرا؟»
- پرداختن به سجاياي اخلاقي و اهميت دادن به آنها
- توانمند بودن در خودداري و کنترل خويش
- برخوردار بودن از حس انعطاف پذيري بالا
براي روشن تر شدن هوش معنوي مثالي از هوش هايي مي زنيم که نشانگر هوش چندگانه است که با هوش جسمي آغاز مي شود با PQ نمايش مي دهند.
اين هوش ابتدايي ترين کانون توجه ما را به خود اختصاص مي دهد در واقع PQ آگاهي جسمي و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل مي شود. قسمت بعدي هوش منطقي يا عقلا ني IQ است. هوشي که در حال حاضر بيش از ساير هوش ها در سيستم هاي آموزشي مورد توجه قرار مي گيرد.
پس از IQ سطح ديگري است که به EQ اختصاص دارد اين هوش در زمينه کسب موفقيت در بازار کار نقش مهمي دارد و ما را در حين برقراري ارتباط ياري مي دهد و از اين بابت مهم تر بوده و تا حدي از قابليت پيشگويي برخوردار است.
آخرين لا يه SQ است که هدايت و معرفت دروني، حفظ تعادل فکري، آرامش دروني و بيروني و عملکرد همراه با بصيرت، ملا يمت و مهرباني را شامل مي شود.
IQ به منزله دروازه براي ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضاي دلخواه براي مطالعه رشته مورد علا قه مان نخواهيم بود، اما آن چه ما را در زمره بهترين ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جاي مي دهد ميزانEQ در ماست.
 EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عين حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب مي آيند.
 بهره مندي از حداقل EQ مي تواند شروع مناسبي را در سفرهاي روحاني و معنوي فرد در پي داشته باشد، چرا که کمي خودآگاهي و همدلي براي شروع اين روند لا زم است، اما به محض آغاز تمرينات معنوي، هوش معنوي خود مي تواند در رشد EQ  نقش بسيار تقويت کننده و فعال کننده داشته باشد.
از طرف ديگر رشد EQ نيز مي تواند در رشد و ارتقاي  SQ موثر باشد. در واقع EQ و  SQ تاثيري مستقيم و مثبت بر يکديگر دارند و رشد و توسعه هر يک باعث پرورش وتوسعه ديگري مي شود.
بايد دانست که کامپيوترها نيز از ميزان IQ بالا يي برخوردارند و اغلب حيوانات داراي EQ  بالا يي هستند اما اين تنها انسان است که از هوش معنوي SQ برخوردارند، هوشي تحول پذير، توانايي اي که به او قدرت مي دهد تا خلا ق باشد و قوانين و نقش ها را دستخوش تغييرات خودنمايد، بتواند تحولا ت اساسي ايجاد کند و دنياي اطرافش را به بهترين شکل متحول سازد.
موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/07/02 | 16:45 | نویسنده : راشین |
 

انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست ،

 بلکه مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد ،

اما میتواند داشته باشد ..

ژان پل سارتر


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 22:25 | نویسنده : راشین |
تنيدگي والديني و سلامت عمومي      
 


 

 

دکتر پریرخ دادستان
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران جنوب

 

علی احمدی ازغندی

کارشناسی ارشد روانشناسی

 

حمید رضا حسن آبادی
دانشجوی دکتری
دانشگاه تهران
 

تنيدگي والديني و سلامت عمومي : پژوهشي درباره رابطه تنيدگي حاصل از والدگري با سلامت عمومي در مادران پرستار و خانه‌دار داراي کودکان خردسال

چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي ارتباط بين تنيدگي والديني و سلامت عمومي در مادران داراي فرزندان خردسال و آزمودن روي‌آورد ضربه‌گير اشتغال در يک بافت پر تنيدگي حرفه‌اي (پرستاري) اجرا شد. بدين منظور گروه نمونه‌اي به حجم 140 نفر (70 پرستار، 70 خانه‌دار) از مادران شهر رشت با روشهاي نمونه‌گيري سهميه‌اي (گروه پرستار) و در دسترس (گروه خانه‌دار) انتخاب شدند. ابزارهاي پژوهش شاخص تنيدگي والديني (PSI)، پرسشنامه سلامت عمومي (GHQ) و يک پرسشنامه حاوي گزاره‌هايي براي کنترل برخي از متغيرها بودند. آزمودنيها در دو نوبت ابتدا به شاخص تنيدگي والديني پاسخ دادند و سپس پرسشنامه سلامت عمومي را تکميل کردند. نتايج نشان دادند که بين ميزان سطوح تنيدگي والديني دو گروه تفاوت معناداري وجود دارد، اما تفاوت بين ميزان سلامت عمومي دو گروه فقط در زير ـ مقياس افسردگي معنادار است. نتايج تحليل رگرسيون چندگانه نيز نشان داد که اثر اصلي تنيدگي والديني بر سلامت عمومي معنادار است. اشتغال در سلامت عمومي هيچ اثر معناداري ايجاد نمي‌کند در حالي که اثر متقابل بين اشتغال و تنيدگي والديني بر سلامت عمومي معنادار است. بدين صورت که اشتغال اثر منفي تنيدگي والديني بر سلامت مادر را تعديل مي‌کند. اين يافته‌ها با توجيه اهميت دوره خردسالي در تجربه تنيدگي مادران خانه‌دار، بر پيامدهاي روانشناختي و جسماني زيان‌آور اين تنيدگي و ضرورت طرح برنامه‌هاي پيشگيرانه حمايتي تأکيد مي‌کنند و نقش تعديل‌کننده اشتغال حتي در وضعيتهاي تنيدگي‌زاي حرفه‌اي مانند پرستاري را مورد تأييد قرار مي‌دهند.
واژه‌هاي کليدي : تنيدگي والديني، سلامت عمومي، مادر پرستار، مادر خانه‌دار، کودک خردسال.

موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 22:16 | نویسنده : راشین |

. The Road to Self-Efficacy: A Discussion of Generic Training in Mental Health Competencies for Educational Professionals (EJ833186)

  

Author(s):

Finney, Dave

Source:

Pastoral Care in Education, v27 n1 p21-28 Mar 2009

Pub Date:

2009-03-00

Pub Type(s):

Journal Articles; Reports - Descriptive

 

 

Descriptors:
Health ServicesSelf EfficacyMental DisordersMental Health WorkersMental HealthCounselor TrainingTherapySchool CounselingCounselor Role

Abstract:
This discussion aims to consider the value of training educational professionals in mental health competencies. Primary Mental Health Workers working in the Child and Adolescent Mental Health Service have traditionally used a consultation model when working with schools. In this article I consider moving the emphasis away from consultancy work, instead putting training at the cornerstone of improving mental health in schools. I believe that local practices using consultation can create a "dependency" culture, inhibiting the development of self-efficacy in those involved in pastoral care in educational settings. Instead, an alternative method of improving confidence and self-efficacy amongst educational practitioners is by delivering a comprehensive training course, which aims to provide a range of competencies in mental health. Training, which provides skills in low-level therapeutic approaches for pupils and students, in conjunction with a broad understanding of mental illness and mental health issues, could be a highly effective method of responding to the maxim "mental health is everyone's business". Note:The following two links are not-applicable for text-based browsers or screen-reading software:  


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 21:42 | نویسنده : راشین |

The Influence of Self-Efficacy and Working Memory Capacity on Problem-Solving Efficiency (EJ821867)

  

Author(s):

Hoffman, BobbySchraw, Gregory

Source:

Learning and Individual Differences, v19 n1 p91-100 2009

Pub Date:

2009-00-00

Pub Type(s):

Journal Articles; Reports - Research

 

 

Descriptors:
Reaction TimeSelf EfficacyProblem SolvingShort Term MemoryMultiplicationMental ComputationMathematics SkillsHypothesis TestingStudent MotivationLearning Strategies

Abstract:
We investigated the influence of self-efficacy beliefs and working memory capacity on mathematical problem-solving performance, response time, and efficiency (i.e., the ratio of problems solved correctly to time). Students completed a letter-recoding task (Experiment 1) or an operation span task (Experiment 2), rated their self-efficacy for solving mental multiplication problems, and then solved similar problems of varying complexity. We tested the "motivational efficiency hypothesis", which predicted that motivational beliefs, such as self-efficacy, increase problem-solving efficiency through focused effort and strategy use. Experiments 1 and 2 reported a significant effect for self-efficacy on problem-solving performance and efficiency, but limited effects for time. A self-efficacy by working memory interaction occurred in Experiment 1, suggesting self-efficacy is beneficial as demands on working memory increase. These findings suggested that self-efficacy increased problem-solving efficiency through strategic performance rather than faster solution times, and were consistent with the motivational efficiency hypothesis. (Contains 8 tables.)


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 21:31 | نویسنده : راشین |

Development and Validation of Chemistry Self-Efficacy Scale for College Students (EJ847534)

  

Author(s):

Uzuntiryaki, EsenAydin, Yesim Capa

Source:

Research in Science Education, v39 n4 p539-551 Aug 2009

Pub Date:

2009-08-00

Pub Type(s):

Journal Articles; Reports - Evaluative

 

 

Descriptors:
College StudentsSelf EfficacyChemistryMeasures (Individuals)Psychomotor SkillsTest ConstructionTest ValidityCollege ScienceStudent AttitudesScience InstructionTest ReliabilityCognitive Ability

Abstract:
This study described the process of developing and validating the College Chemistry Self-Efficacy Scale (CCSS) that can be used to assess college students' beliefs in their ability to perform essential tasks in chemistry. In the first phase, data collected from 363 college students provided evidence for the validity and reliability of the new scale. Three dimensions emerged: self-efficacy for cognitive skills, self-efficacy for psychomotor skills, and self-efficacy for everyday applications. In the second phase, data collected from an independent sample of 353 college students confirmed the factorial structure of the 21-item CCSS. The Cronbach alpha coefficients ranged from 0.82 to 0.92. In addition, each dimension of the CCSS had moderate and significant correlations with student chemistry achievement and differentiated between major and non-major students. Followed by the additional validation studies, the CCSS will serve as a valuable tool for both instructors and researchers in science education to assess college students' chemistry self-efficacy beliefs.


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 21:29 | نویسنده : راشین |

Mental Health Promotion in Schools by Strengthening Self-Efficacy (EJ845940)

  

Author(s):

Jerusalem, MatthiasHessling, Johannes Klein

Source:

Health Education, v109 n4 p329-341 2009

Pub Date:

2009-00-00

Pub Type(s):

Journal Articles; Reports - Evaluative

Peer-Reviewed:

Yes

Descriptors:
Feedback (Response)Program DescriptionsInterventionHealth PromotionSelf EfficacyPreventionMental HealthEvaluation CriteriaCopingForeign CountriesPersonality TraitsProblem SolvingMeasures (Individuals)

Abstract:
Purpose: The purpose of this paper is to review two school intervention projects aiming to promote students' self-efficacy in Germany. Self-efficacy, defined as people's "beliefs in their capabilities to organize and execute the courses of action required to produce given attainments", is a core prevention criterion of mental health. It is positively connected to important facets of personality (e.g. motivational orientation, social competencies) as well as to health-related situation-specific behaviour (e.g. coping with stress, conflict solving). Design/methodology/approach: Two intervention projects, "Self-efficacious Schools--SESC" and "Fostering Self-efficacy and Self-Determination in class--FOSS", made teachers familiar with the concept of self-efficacy to enable them to develop and adapt intra-curricular promotion measures of students' school self-efficacy and social self-efficacy. Findings: Individualisation of task demands and performance feedback as well as a high transparency of teachers' demands and evaluation criteria are beneficial for students' school self-efficacy. Social self-efficacy is enhanced by establishing a positive class climate, where students support each other and teachers are sensitive to the individual needs of their students. Research limitations/implications: Both FOSS and SESC are multi-component non-randomised controlled studies. Thus, future research is needed focusing on the different measures separately using RCT-designs. Practical implications: The actual implementation of promoting strategies into school lessons is the decisive step of strengthening students' mental health at school. As a consequence, promotion measures have to be embedded into organizational structures which can motivate teachers to learn and implement innovation even under unfavourable conditions. Originality/value: In contrast to extracurricular activities, there has been limited research on the implementation and evaluation of prevention activities continuously integrated into the mainstream school curriculum and normal lessons. (Contains 4 figures.)


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 21:27 | نویسنده : راشین |
فصلنامه انديشه و رفتار
 Andeesheh Va Raftar 
 
فصلنامه علمي ـ پژوهشي روانپزشكي و روانشناسي باليني دانشگاه علوم پزشكي ايران ( مركز تحقيقات بهداشت روان )
 آدرس : تهران ، خيابان طالقاني ، نرسيده به خيابان شريعتي ، كوچه جهان ، پلاك 1 ، انستيتو روانپزشكي ايران ، كدپستي15636 ،صندوق پستي 344ـ15745
 تلفن دفتر نشريه : 3ـ7537842
 فاكس : 7533847
 Email: tepsyins@hbi.dmr.or.ir
 
 
 
فصلنامه شناخت - مجله روانشناسي و روانپزشكي
 Shenakht - A Journal of Psychology and Psychiatry
 
دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني كردستان
نشاني : سنندج ، خيابان پاسداران ، دانشگاه علوم پزشكي كردستان ، كد پستي : 345/66135 ،  صندوق پستي : 345/66135
تلفن : 6662466
 فاكس :6665327
 E- mail : shenakht@hotmail.com
 
 
 فصلنامه تازه هاي روان درماني
 Psychotherapical Novelties
صاحب امتياز ومدير مسئول : دكتر محمد مهدي خديوي زند
 آدرس مجله : مشهد ـ بلوار ملك آباد ـ نسترن 1ـ پلاك 38 فصلنامه صندوق پستي :1716ـ91775
تلفن : 09135155968 ـ 7612510
دورنگار : 7637962
 
 
پژوهشهاي روان شناختي
 Psychological Researches
 
نشاني : تهران ـ صندوق پستي 5191-14155
تلفن : 8908292 ، 8893409
فاكس: 8803719
 
 
 
مجله روانشناسی و علوم تربیتی
 Journal of Psychology and Education
 
فصل نامه علمي ـ پژوهشي دانشگاه شهيد چمران اهواز ، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي

نشاني دفتر مجله: اهواز، دانشگاه شهيد چمران اهواز ، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي ، صندوق پستي 139ـ 61355 اهواز
تلفن 333910ـ 0611 داخلي 20
فاكس 3333911ـ0611

  
 
مجله روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
   Journal of Psychology and Education
آدرس : تهران ، زرگراه جلال آل احمد ، مقابل كوي نصر ، دانشكده روان شناسي و علم تربيتي ، صندوق پستي ك 6456-14155
دورنگار :8254734
پست الكترونيكي : jedpsy@ut.ac.ir
 
 
 
فصلنامه روانشناسان ايراني
  Journal of Iranian Psychologists
 
نشاني دفتر فصلنامه : تهران ـ خيابان سپهبد قرني ـ شماره 165 ـ معاونت پژوهشي و برنامه ريزي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب ، كد پستي 15847
 تلفن : 8830501- 8845629 - 8811727 - 8845649
 نمابر : 8830666
 پست الكترونيكي : Jip@azad.ac.ir/jip
 پايگاه اينترنتي : www.azad.ac.ir/jip
 
 
فصلنامه علمي پژوهشي صداي مشاور
The Quarterly Journal of Counselor Voice

موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 20:48 | نویسنده : راشین |
مهارتهاي اجتماعي و مشكلات رفتار كودكان پيش دبستاني ايراني      
    
    
 
بهشته عبدي
کارشناس ارشد روان‌شناسي
جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم

چكيده
با هدف اندازه‌گيري مهارتهـاي اجتماعي، مشکلات دروني‌سازي‌شده و مشکلات بروني‌سازي‌شده براساس تفاوتهاي جنس در کودکان، والدين (1001 = n) و مربيان (284 = n) 518 دختر و 483 پسر (3 تا 5 ساله)، به فرمهاي والد و مربي نظام رتبه‌گذاري مهارتهاي اجتماعي (گرشام و اليوت، 1990) پاسخ دادند. نتايج تحليل واريانس چند متغيري نشان دادند که برحسب رتبه‌گذاري والدين و مربيان، در زيرمقياسهاي مهارتهاي اجتماعي (همياري، خودمهارگري و مسئوليت‌پذيري) و مشکلات دروني‌‌ـ سازي‌‌‌شده (غمگيني، افسردگي و تنهايي) دختران رتبه‌هاي بالاتر از پسران به‌دست آوردند. پسران در مقايسه با دختران، رتبه‌هاي بالاتري در زيرمقياس مشکلات بروني‌سازي‌شده (پرخاشگري، مهار ضعيف خلق و بحث با ديگران) کسب کردند. رتبه‌گذاري والدين براي نمره‌‌هاي جرئت‌ورزي در دختران و پسران تفاوت معناداري را نشان نداد.

واژه‌هاي کليدي : مهارتهاي اجتماعي، مشکـلات دروني‌سـازي‌شده، مشکلات بروني‌سازي‌شده، جنس، کودکان پيش دبستاني.
 

اين مقاله مستخرج از طرح پژوهشي رواسازي، اعتباريابي و هنجاريابي سيستم درجه‌بندي مهارتهاي اجتماعي SSRS در كودكان 3 تا 5 ساله شهر تهران است که اعتبار آن توسط جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم تأمين شده است.


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 20:40 | نویسنده : راشین |
ارزيابي سلامت رواني والدين كودكان واجد اختلال نارسايي‌توجه/فزون‌كنشي و پيشنهاد شيوه‌هاي مداخله‌گري      
   
 
 
سوسن رحيم‌زاده
دانشجوي دکتري
دانشگاه شهید بهشتی
مربی دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران جنوب
دکتر حميدرضا پوراعتماد
دانشيار دانشگاه شهيد بهشتي
صمصام سميعي کراني
کارشناس ارشد روان‌شناسي تربيتي
دكتر علي زاده‌محمدي
استاديار پ‍‍ژوهشكدة خانواده
دانشگاه شهيد بهشتي

چكيده
سلامت رواني والدين دانش‌آموزان داراي اختلال نارسايي‌توجه/‌فزون‌ـ ‌کنشي (ADHD) با والدين دانش‌آموزان بهنجار مقايسه شد. معلمان 315 دختر و 315 پسر 7 تا 11 ساله فهرست نشانه مرضي کودک CSI-4 (گدو و اسپرافکين، 1994) را تکميل کردند. دو گروه (در هر گروه 15 دختر و 23 پسر) از دانش‌آموزان واجد اختلال و فاقد اختلال ADHD انتخاب شدند. سپس والدين تمام 76 دانش‌آموز به پرسشنامه سلامت عمومي (گلدبرگ، 1972) پاسخ دادند. نتايج نشان دادند که سطح سلامت رواني والدين کودکان واجد اختلال ADHD به‌گونه‌اي معنادار (001/0 P <) پايين‌تر از والدين کودکان بهنجار بود. استلزامهاي مرتبط با سياستگذاري برنامه‌هاي پيشگيرانه با هدف ارتقاي سطح سطح سلامت عمومي مورد بحث قرار گرفت.

واژه‌هاي کليدي : سلامت رواني، اختلال نارسايي‌توجه/ فزون‌کنشي، والدين.


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 20:37 | نویسنده : راشین |

 

 
با ابزار مديريت زمان، موفّق تر عمل کنيد

 
آيا شما هم از آن دسته افراد هستيد که چون نمي توانند در طول روز کار مفيد و مثبتي انجام دهند، احساس نارضايتي و ناکارآمدي مي کنند؟
آيا حسّ فشار و بي نظمي داريد؟
آن هايي که در زندگي موفّق هستند ياد گرفته اند که در زمينه ها و حوزه هاي مختلف از ابزارهاي مديريّت کارآمد زمان استفاده کنند. به همين خاطر قادر هستند کارهاي زيادي را در حدّاقل زمان و با کمترين ميزان فشار و استرس انجام دهند. در اين مقاله، چند پيشنهاد براي کمک به مديريّت و کنترل بهتر زمان تان ارايه مي شود.
اوّلين چيزي که بايد از شرّ آن راحت شويد آشفتگي است تا سازمان و ساختاري مناسب پيدا کنيد. اين کار معمولاً براي اکثر مردم، دشوارترين مرحله است. اگر از آن دسته افرادي هستيد که پرونده هاي کاريشان روي ميزشان انباشته شده و دفترشان مملو از کاغذ يادداشت و کتاب هاي متعدد و فراوان است، سريعاً از همين جا شروع کنيد. همه آن چيزهايي را که روي ميزتان است و هيچ وقت از آن ها استفاده نمي کنيد، برداريد و در کشو بگذاريد.
پس از آن که همه جا را خلوت و تميز کرديد مي توانيم به مرحله بعدي برويم. کار بعدي که بايد در راستاي موفقيت تان صورت گيرد، يادگيري اولويّت بندي است. شما بايد ياد بگيريد که بين کاري که بايد انجام شود و کاري که نبايد انجام شود تمايز قايل شويد. در آغاز هر روز زمان را به آماده کردن ليست کارهايي که بايد انجام شوند و سپس اولويّت بندي آن ها با توجه به اهميّت شان اختصاص دهيد. يک روش گروه بندي کارهايي است که همان روز بايد انجام شوند. اوّل کارهايي را که بايد انجام شوند و سرانجام اموري را که مي توان انجامشان را به تاخير انداخت. ليست شان را هميشه همراه خود داشته باشيد تا بتوانيد منبعي از کارهايتان را در حين تماس هاي تلفني، انتظار در صف يا ترافيک يا صبر کردن براي بردن بچه هايتان به مدرسه انجام دهيد. به ياد داشته باشيد که استفاده از يک تقويم کاري منظّم و روزمره مديريّت زمان تان را راحت تر خواهد کرد.
فقط سعي کنيد که شب ها به جاي لم دادن جلوي تلويزيون، ساعاتي چند را صرف هماهنگ کردن کارها و برنامه هايتان کنيد. زماني که اين مراحل را پشت سر گذاشتيد از اين که چقدر از شرّ فشار و استرس راحت شده ايد و در زمانتان هم صرفه جويي کرده ايد متحيّر و شگفت زده خواهيد شد.
سعي کنيد کارهايتان را زودتر از موعد مقرّر انجام دهيد و اجازه ندهيد که از برنامه عقب بيفتيد، در اين صورت ديگر هيچ استرسي نخواهيد داشت. قرارهاي ملاقات، کارها، طرح ها و اهدافشان را خيلي منطقي برنامه ريزي کنيد تا در زمان تان صرفه جويي کرده و آن را از دست ندهيد.محاسبه زمان با فاکتورهايي چون خانواده و کار است. به علاوه شما بايد مشکلات احتمالي را هم مدّنظر داشته باشيد. اين فرآيند با محاسبه مشکلات ريز و درشت، شکل گيري معادله مديريّت زمان را دنبال خواهد داشت. کمي صبر کنيد، هنوز کارتان تمام نشده. واقعيّت اين جاست که مديريّت زمان هيچ پاياني ندارد. چون ما بايد در اين معادله، فاکتورها و عوامل مشخّصي را مدّنظر قرار دهيم. با محاسبه مديريّت زمان، جزئيّاتي را همچون تفريح، استراحت و هر آن چه را که در ارتباط با خودتان هست، وارد معامله کنيد.برنامه ي بعدي، باز گرداندن زمان از دست رفته است. مثلاً از خود بپرسيد که چرا صبح ها لباس پوشيدن من اين قدر طول مي کشد؟ حتماً زمان زيادي را هم صرف مي کنيد تا دنبال لباس هايتان بگرديد. راه حلّش ساده است. هر شب زماني را صرف انتخاب لباس براي روز بعد کنيد، در نتيجه صبح که از خواب بيدار شديد فقط لباستان را مي پوشيد.حال مثلاً اگر 45 دقيقه صرف پوشيدن لباس مي شد با اين روش حدّاقل 30 دقيقه از اين زمان را صرفه جويي کرده ايد و آن را به کارهايي اختصاص داده ايد که براي انجامشان وقت کم مي آورديد.

يادتان باشد تا زماني که هيچ هدفي در سر نداشته باشيد راهي هم براي کنترل مديريّت زمانتان وجود نخواهد داشت.
منبع:مجله موفّقيّت

موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 20:27 | نویسنده : راشین |

خودکارآمدی و سلامت روانی در دانش آموزان عادی و تیز هوش

دکتر غلامعلی افروز

فرزانه معتمدی کارشناسی ارشد روان شناسی

چكيده

هدف پژوهش حاضر مقايسة خودکارآمدي و سلامت رواني دانش‌آموز تيزهوش و عادي بود. بدين منظور 60 دانش‌آموز تيزهوش و 60 دانش‌آموز عادي به شيوه تصادفي انتخاب شدند و با استفاده از آزمون هوش ريون، پرسشنامه خودکارآمدي تحصيلي و پرسشنامه سلامت عمومي (GHQ) مورد بررسي قرار گرفتند. جهت تحليل داده‌ها از رگرسيون، تحليل واريانس و تحليل عاملي استفاده شد. نتايج پژوهش نشان دادند که بين سلامت رواني با مؤلفه‌هاي تلاش، استعداد و بازخورد رابطه معنادار وجود داشت در حالي که هيچگونه رابطه معناداري بين سلامت رواني و مؤلفه شانس مشاهده نشد. از سوي ديگر، دانش‌آموزان عادي و تيزهوش در مؤلفه‌هاي بازخورد و نارسا کنش‌وري اجتماعي تفاوت معنادار داشتند. نتايج اين نکته را نيز آشکار کردند که مؤلفه‌هاي خودکارآمدي دختران و پسران با يکديگر تفاوت ندارند. رواني، دانش‌آموزان تيزهوش، استعداد، بازخورد، تلاش، شانس.

واژه‌هاي کليدي : خودکارآمدي، سلامت
موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 20:11 | نویسنده : راشین |

"مقايسه ميزان خودكارآمدي كودكان كار و كودكان عادي"

 

 نام و نام خانوادگي دانشجو: ندا يارايي         پايان نامه:  كارشناسي ارشد         

      رشته: روانشناسي

دانشگاه:  الزهرا (دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي)  و مؤسسه كار و تأمين اجتماعي

استاد راهنما: دكتر طيبه زندي پور

                                 سال:  1387

 

چکيده

پژوهش حاضر تحت عنوان "مقايسه سطح خودکارآمدي کودکان کار و کودکان عادي هم سال آنها" و با هدف شناسايي سطح کلي خودکارآمدي کودکان و بررسي تفاوت خودکارآمدي دختران و پسران صورت گرفته است. با توجه به اين که خودکارآمدي شامل سه بعد خود کارآمدي تحصيلي، اجتماعي و خود-تنظيمي است، لذا يک فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي مطرح شد.

روش تحقيق حاضر علي-مقايسه اي(پس رويدادي) بوده و جامعه آماري شامل کليه کودکان کار و کودکان عادي شهر تهران بودند. از اين جامعه تعداد 60 کودک کار 12 تا 15 ساله و تعداد 60 کودک عادي هم سن آنها به روش نمونه گيري تصادفي ساده به عنوان نمونه تحقيق انتخاب شدند. هر گروه شامل 30 دختر و30 پسر بود. به منظور اعمال حداکثر کنترل متغيرهاي مزاحم، دو گروه از نظر موقعيت جغرافيايي محل سکونت، ميزان درآمد خانواده، سطح يا طبقه اجتماعي و ميزان تحصيلات والدين همگن شدند.

به منظور سنجش سطح خودکارآمدي، از مقياس احساس خودکارآمدي کودکان(CPSE) که سه بعد خودکارآمدي را در هفت حوزه عملکردي مي سنجد، استفاده شد. ضرايب پايايي مقياس مذکور براي کل مقياس(85/0)، خودکارآمدي تحصيلي (84/0)، خودکارآمدي اجتماعي (83/0) و خود- تنظيمي(85/0) بود. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم‌افزارهاي آماري و در دو بخش توصيفي و استنباطي انجام شد. فرضيه اصلي تحقيق رد شده اما سه فرضيه فرعي تحقيق حداقل در سطح اطمينان 95 درصد مورد تاييد قرار گرفت.

در مجموع نتايج نشان داد که سطح خودکارآمدي تحصيلي کودکان عادي از کودکان کار بالاتر بوده ولي سطح خودکارآمدي اجتماعي و خود-تنظيمي کودکان کار از کودکان عادي(بدون تجربه کار) بيشتر است. به طور کلي سطح خودکارآمدي تحصيلي در دختران بيشتر از پسران بوده ولي در خودکارآمدي اجتماعي و خود-تنظيمي، پسران عملکرد بهتري دارند. اثر تعاملي جنسيت در ميزان خودکارآمدي کودکان کار و عادي نيز معني دار نبود.

 

واژه هاي كليدي: خودكارآمدي- كودكان كار- خودتنظيمي


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 20:8 | نویسنده : راشین |

بررسی ارتباط خود کارآمدی درک شده و رفتارهای باروری در زنان ایرانی تحت پوشش مراکز بهداشتی‌ـ درمانی شهرستان مشهد به منظور کاهش بارداری‌های ناخواسته

 


نوشین پیمان (.M.Sc)

گروه آموزش بهداشت، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران


علیرضا حیدرنیا (.Ph.D)

گروه آموزش بهداشت، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران


فضل الله غفرانی پور (.Ph.D)

گروه آموزش بهداشت، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران


انوشیروان کاظم‌نژاد (.Ph.D)

گروه آمار حیاتی، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران


غلامحسن خدایی (.Pharm.D)

مرکز بهداشت استان خراسان رضوی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی‌ـ درمانی مشهد، مشهد، ایران


فرخنده امین شکروی (.Ph.D)

گروه آموزش بهداشت، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

 

زمینه و هدف: بارداری ناخواسته یکی از مشکلات مهم در بهداشت عمومی است. به طوری که 7/8% از بارداری‌های ناخواسته
در ایران، حتی حین استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری رخ می‌دهد که بیشترین موارد، یعنی 6/5% ، در حین استفاده از قرص‌های خوراکی است. براساس نتایج بررسی جمعیت شناختی سلامت کشور (DHS) سال79، فقط نیمی (5/51%) از مصرف کنندگان قرص‌های پیشگیری از بارداری، قرص خود را به طریق صحیح مصرف می‌کردند. این مطالعه، با هدف تعیین اثر خود کارآمدی بر عملکرد صحیح، در زنان مصرف کنندۀ قرص‌های خوراکی پیشگیری از بارداری به منظور پیشگیری از بارداری ناخواسته صورت گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر، یک بررسی مقطعی بود که طی آن عوامل مؤثر بر استفادۀ صحیح از قرص‌های پیشگیری از بارداری براساس مدل تغییر رفتار مرحله‌ای (SBC) و تئوری خود کارآمدی، در مصرف کنندگان قرص‌های پیشگیری از بارداری، در مراکز بهداشتی‌ـ درمانی شهر مشهد مورد بررسی قرارگرفت. اطلاعات اولیه با استفاده از پرسشنامه و به روش مصاحبه با 352 نفر از زنان مصرف کنندۀ قرص‌های خوراکی پیشگیری از بارداری به طور تصادفی از مراکز بهداشتی جمع‌آوری شد و با استفاده از نرم افزار آماریSPSS از طریق آزمون‌های توصیفی و همبستگی و آنالیز رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: در زمینه ارتباط بین خود کارآمدی تنظیم خانواده با سایر متغیرها، ضریب همبستگی اسپیرمن نشان‌دهنده این بود که بین خود کارآمدی تنظیم خانواده و متغیرهای مدل نظیر آگاهی، تأیید و تصویب، قصد رفتاری و عملکرد و حمایت درک شده، از نظر آماری ارتباط مستقیم معنی‌داری وجود داشت، ولی بیشترین همبستگی مربوط به قصد رفتاری و حمایت درک شده بود. شاخص‌های آنالیز رگرسیون نیز نشان داد 5/54% از پراکندگی مشاهده شده در قصد رفتاری توسط چهار متغیر مستقل خود کارآمدی تنظیم خانواده، حمایت درک شده، آگاهی و عملکرد توجیه می‌شود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه حاضر به نحوی تأیید کنندۀ بسیاری از مطالعات در زمینۀ ارتباط تنگاتنگ بین خود کارآمدی درک شده و استفاده صحیح از روش‌های پیشگیری به منظور کاهش بارداری‌های ناخواسته بود و به نظر می‌رسد چنین نتایجی می‌تواند برای انجام مداخلات به منظور عملکرد بهتر در زمینه استفاده صحیح از روش‌های پیشگیری از بارداری مورد توجه قرار گیرد.

کلمات کلیدی: مراکز بهداشتی - درمانی، خودکار آمدی، مدل تغییر رفتار مرحله‌ای، قرص های خوراکی پیشگیری از بارداری، زنان ایرانی، تنظیم خانواده، بارداری ناخواسته


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 14:23 | نویسنده : راشین |
مديريت تعادل
بين
كار و زندگي

چكيده

در اين مقاله تعادل بين كار و زندگي و ضرورت مديريت كردن آن به منظور جلوگيري از عوارض عدم تعادل بين كار و زندگي، بررسي شده و اشاره شده است كه تعارض بين كار و زندگي مسئله‌ اغلب افراد، سازمانها و جوامع است و شدت و ضعف آن با سطح پيشرفت فناوري و توسعه‌يافتگي، ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي، سياستها و برنامه‌هاي سازمانها و دولتها، و ويژگيهاي فردي رابطه دارد. همچنين، با توصيف و تشريح عوامل مؤثر بر ايجاد تعارض بين كار و زندگي در كشورهاي پيشرفته صنعتي، فهرستي از عوارض ناشي از آن ارايه شده و با اين استدلال تاريخي كه بسياري از مسائل امروز كشورهاي صنعتي مي‌تواند مشكل آينده كشورهاي درحال توسعه باشد؛بر اهميت مديريت تعادل بين كار و زندگي تأكيد شده است. با توجه به ابعاد و گستره موضوع كه فرد، سازمان و جامعه را تحت تأثير خود قرارمي‌دهد و با رويكردي سيستمي، همه افراد جامعه، در هر سطح و در هر شغلي؛ مسئوليت دارند در راه ايجاد تعادل بين كار و زندگي گام بردارند. صاحب‌نظران و انديشمندان علوم اجتماعي نيز به‌عنوان پيشگامان اين حركت وظيفه دارند با گسترش فرهنگ تعادل در كار و زندگي؛اهميت موضوع را براي همه افراد؛ به‌ويژه مديران و تصميم‌گيران جامعه؛ تشريح و تبيين كنند و راه‌حلهايي براي پيشگيري يا حذف و كاهش عوارض عدم تعادل در كار و زندگي بيابند.

مقدمه
سالها پيش آلوين تافلر(1980) در كتاب «موج سوم» خود پيش‌بيني كرده بود كه با تغيير فناوري؛ به‌ويژه در عرصه ارتباطات و اطلاعات؛ شيوه كار و زندگي و رابطه انسانها دچار دگرگونيهاي اساسي خواهدشد. زماني كه وي در حال نوشتن اين اثر بود تعداد رايانه‌هايي كه به صورت شبكه‌اي فعاليت داشتند بسيار اندك بود، ولي او به‌خوبي پيش‌بيني كرد كه با گسترش اين شبكه‌ها بسياري از افراد خواهند توانست وظايف شغلي خود را در خانه انجام ‌دهند. به‌طورمثال، مديران مي‌توانند فرايند توليد و عمليات تجاري را كنترل و هدايت و منشي‌ها هم مي‌توانند بدون حضور در محل كار، بسياري از امور دفتر يك مدير را پيگيري كنند. وي نتيجه چنين تغييري را شكل گرفتن كلبه‌هاي الكترونيك دانست كه درآن اشكال مختلفي از خانواده، تركيبي مطلوب از عشق و ديگر فضيلتها در رابطه با كار را به‌نمايش خواهد گذاشت. بخش اول پيش‌بيني نويسنده به‌خوبي مشهود و قابل لمس است ولي درنتيجه‌گيري وي از اين شرايط جاي ترديد فراوان است.
در زمان انتشاركتاب موج سوم؛ خواننده‌اي از يك كشور در حال توسعه شايد چنين تصور مي‌كرد كه سالها طول خواهد كشيد تا امواج مورد نظر تافلر به مرزهاي كشورش برسد؛ اما اين امواج در زماني بسيار كوتاه از طريق فناوريهاي جديد مانند اينترنت؛ ماهواره؛ تلفن همراه و مانند آن قبل از پايان هزاره دوم از مزرها گذشت و حتي وارد حريم امن و خصوصي افراد شد.
هلهله شادي انديشمندان موافق اين تغييرات و تحولات و نگراني ساير انديشمندان از اين پيشرفتهاي اعجاب‌آور و مهارنشدني دو روي يك حقيقت واحد است كه جاي تأمل و بررسي دارد. در اواخر هزاره دوم؛ كاستلز (1382) در كتاب سه جلدي خود كه با عنوان فارسي « عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ » ترجمه شده، بخشي از نتايج اين تحولات را به‌تصوير كشيده است. در كتاب وي نه تنها شواهدي براي برخي از خوشبيني‌هاي تافلر در مورد روابط افراد خانواده به‌چشم نمي‌خورد؛ بلكه شواهدي از اشكال و مناسبات خانوادگي، حتي در برخي از جوامع شرقي مانند تايوان، ارايه شده است كه بدون قضاوت ارزشي در اين زمينه، حداقل در فضاي فرهنگي حاكم بر جامعه ما رفتارهايي غيرطبيعي و نابهنجار تلقي مي‌شود.
نگرانيهاي حاصل از اين تحولات، به‌ويژه در عرصه خانواده، به اقداماتي از سوي دولتها و سازمانها براي ايجاد تعادل بين كار و زندگي منجر شده است. تعيين روزي به‌نام «روز تعادل بين كار و زندگي» در ايرلند و ماهي به‌نام «ماه كار و خانواده» در آمريكا و همچنين ايجاد شركتهاي مشاوره و سايت‌هاي اينترنتي براي گسترش فرهنگ تعادل بين كار و زندگي و يافتن راه حل براي بهبود روابط افراد خانواده، همگي شواهدي بر اهميت روزافزون اين بحث است(تاد، 2004: 7).

تعريف و تاريخچه موضوع
به دليل پيچيدگي و چند وجهي بودن موضوع تعادل بين كار و زندگي؛ اغلب در درك و تفسير آن مشكلاتي به‌وجود مي‌آيد. براثر همين برداشت نادرست است كه بسياري از افراد كار و زندگي را به دو امر كاملاً جدا از هم تقسيم مي‌كنند و با درمقابل‌هم قراردادن اولويتهاي فرد و سازمان، كار و زندگي را به‌عنوان« بازي مجموع صفر» (ZERO-SUM GAME) درنظر مي‌گيرند كه منافع يك‌طرف به ضرر طرف مقابل تمام مي‌شود( هاروارد بيزنس ريويو، 2000). علاوه براين، از آنجا ‌كه عوامل مختلفي در سطح اجتماع( مانند اقتصاد، فرهنگ، سياست، و...)، سازمان(فرهنگ سازماني، مديريت، حوزه فعاليت، و...)، و فرد ( ويژگيهاي شخصيتي، جنسيت، وضعيت تأهل، موقعيت سازماني، ميزان درآمد، و...)، در تعبير و تفسير موضوع تعادل بين كار و زندگي دخالت دارند؛ ارايه يك تعريف قابل قبول براي همه افراد؛ در همه زمانها و مكانها امري غيرممكن است.
چنين مشكلي در تعريف تعادل بين كار و زندگي به معناي آن نيست كه نمي‌توان به وجوه اشتراك و اهدافي كه در اين موضوع نهفته است، دست يافت. سايت اينترنتي تعادل بين كار و زندگي(2005)، دو مفهوم اساسي را براي ايجاد اشتراك ذهني در اين مورد مفيد دانسته ‌است كه عبارتند از: موفقيت و خشنودي. اين دو مفهوم به چراهاي بسياري پاسخ‌مي‌دهد: چرا شما كارمي‌كنيد؟ چرا درآمد بيشتري مي‌خواهيد؟ خانه‌جديد، فرستادن بچه‌ها به مدرسه، انجام موفقيت‌آميز كار و ...؟ سؤالهايي است كه پاسخ به آنها تا حد زيادي ما را به درك تعادل بين كار و زندگي نزديك مي‌كند. خشنودي در اينجا مفهوم گسترده‌اي دارد كه رضايت، شادي، عشق، و هر نوع خوشي در زندگي را شامل مي‌شود. موفقيت و خشنودي دو وجه متعامل از يك واقعيت‌اند كه يكي بدون ديگري معناي خود را از دست مي‌دهد. اگر به اطراف خود نگاه كنيم؛ افراد زيادي را خواهيم يافت كه به موفقيتهاي مهمي در زندگي دست‌يافته‌اند ولي نشاني از خشنودي در چهره آنها ديده نمي‌شود؛ يا حداقل آنگونه كه شايسته است، شاد نيستند. اگر افراد بتوانند در هر لحظه از زندگي خود موفقيت توأم با شادي را تجربه كنند، به اين تعريف نزديك مي‌شويم كه بگوييم « تعادل در كار و زندگي يعني يك روز سرشار از موفقيت و خشنودي در چهار بخش از زندگي: كار، خانواده، دوستان، و خود ».
در تعريف ديگري؛ شرايطي كه در آن آزادي كاركنان در پرداختن به فعاليتها و مسئوليتهاي دلخواه خود؛ خارج از محيط كار مخدوش نشود؛ تعادل در كار و زندگي تلقي شده و اين به معناي آن است كه بايد كارها بر مبناي عقلانيت و هوشمندي بيشتري سازماندهي و به نحو مؤثرتري انجام شود.
درطول تاريخ، كار به عنوان يكي از راههاي اساسي مشاركت اجتماعي و بيان شخصيت و عظمت انسان بوده و انسان خود را با كار معنا كرده است؛ با وجود اين، كار تنها راه مشاركت اجتماعي نيست و تمامي وجود انسان در كار خلاصه نمي‌شود. نياز انسان به آرامش و استراحت، بر عهده گرفتن مسئوليتهاي اجتماعي، صرف وقت براي خانواده و مانند ‎آن، ابعاد ديگري از فلسفه وجودي انسان را تشكيل مي‌دهند.
كار و خانواده مي‌توانند اثر متقابل و نقش مكمل براي يكديگر داشته باشند؛ با كار كردن نيازهاي خانواده برآورده مي‌شود و حمايت خانواده موجبات تقويت روحي و جسمي كاركنان براي انجام موفقيت‌آميز وظايف‌شان را فراهم مي‌آورد. اين بحث به‌ظاهر ساده؛ مناقشات حاشيه‌اي بسيار زيادي را دامن زده است. يكي از سؤالهاي اساسي در اين زمينه اين است كه رابطه كار و زندگي چگونه بايد تعريف و تنظيم شود و پاسخ به اين سؤال نيز ممكن است به تعداد جوامع و حتي افراد يك جامعه متفاوت باشد. آنچه امروز براي شما تعادل در كار و زندگي محسوب مي‌شود، شايد فردا مفهوم ديگري داشته باشد، با ‌‌وجود اين، لازم است همه افراد، سازمانها و جوامع به اين موضوع بينديشند و پاسخ و راهكاري مناسب با شرايط؛ اهداف و ارزشهاي خود بيابند. بي توجهي به اين امر موجب تعارض در كار و زندگي مي‌شود كه نتايج زيانباري درپي‌دارد.
جيم برد( به نقل از جوشي و همكاران، 2002) پيش‌بيني كرده است كه در 30 تا 40 سال آينده، تعادل بين كار و زندگي به مهمترين موضوع محيطهاي كار در آمريكا تبديل خواهد شد و لازم است سازمانهاي اين كشور در اين زمينه برنامه‌هاي راهبردي داشته باشند تا بتوانند از عوارض عدم تعادل در كار و زندگي در امان بمانند.

عوامل و شرايط بروز عدم تعادل در كار و زندگي
يكي از عواملي كه موجب تعارض بين كار و زندگي مي‌شود، ساعات كارطولاني است. در آغاز رايانه‌اي شدن فرايند توليد و گسترش فناوري اطلاعات برخي از صاحب‌نظران بر اين عقيده بودند كه جوامع صنعتي با خيل عظيم بيكاران مواجه خواهند شد و زمان فراغت به‌حدي زياد مي‌شود كه پركردن اين اوقات خود به معضل بزرگي تبديل خواهد شد. اين پيش‌بيني‌ها چندان هم درست از آب درنيامد و بازار كار نه‌تنها با چنان مشكلي مواجه نشده بلكه با چشم‌پوشي از برخي نوسانها و تفاوتهاي بين كشورها، توانست تعداد بيشتري از زنان را جذب كند.
بر اساس پيشنهاد اتحاديه اروپا در سال 1995، به منظور حفظ سلامتي و ايمني كاركنان؛ حداكثر ساعات كار آنان 48 ساعت در هفته تعيين شد. يك گزارش منتشر شده در سال 2000، نشان داد كه متوسط ساعات كار كاركنان انگليسي كه بالاترين ساعات كار را داشته‌اند برابر با 6/43 ساعت در هفته؛ بوده است. در آلمان متوسط ساعات‌كار 1/40 ساعت؛ درفرانسه 6/39 ساعت و ‌در ايتاليا 5/38 ساعت‌بوده‌است(جوشي و همكاران، 2002: 7). گزارش ديگري كه درسال 2003 منتشر شد نشان داد كه در فرانسه و ايتاليا ساعات كار تغييري نكرده بود ولي در انگلستان متوسط ساعات كار به 6/39 ساعت در هفته كاهش يافته بود. براساس اين آمار، متوسط ساعات كار كاركنان ژاپني 2/42 ساعت و كاركنان امريكايي 6/42 ساعت در هفته بوده كه بيانگر بيشتر بودن متوسط ساعات كار دو كشور ياد شده نسبت به كشورهاي عضو اتحاديه اروپاست(كولينگ، 2005: 2)
تفاوت در ساعات كار طولاني نه تنها بين كشورهاي مختلف مشاهده مي‌شود، بلكه افراد، گروهها و سطوح مختلف شغلي نيز ساعات كار متفاوتي در هر يك از اين كشورها دارند و دلايل و انگيزه‌هاي آنها نيز براي سپري كردن ساعات بيشتري در محيط كار متفاوت است. مطالعات متعددي در كشورهاي صنعتي نشان داده است كه برخي از كاركنان، از جمله مديران و كاركنان متخصص، بيش از 60 ساعت در هفته كار مي‌كنند و بين بخشهاي مختلف اقتصاد، كاركنان هتل‌ها و پس از آن كاركنان بخش كشاورزي بالاترين ساعات كار را دارند. همچنين، پژوهشها نشان مي‌دهد كه ساعات كار طولاني بين مردان رواج بيشتري دارد( كولينگ، 2005: 20).
طي پژوهشي در يكي از شركتهاي بزرگ صنعتي ايران كه نگارنده نيز در آن مشاركت داشته است. مشخص شد كه مديران عالي اين شركت بيش از60 ساعت در هفته كار مي‌كنند و اين در حالي است كه شغل آنها بسيار استرس‌زاست و در طول روز وظايف پيچيده و متنوعي را انجام مي‌دهند. مديران يادشده معتقد بودند كه خود را يكسره وقف كار كرده‌اند و بين كار و زندگي آنان تعادل وجود ندارد. البته اين يافته را نمي‌توان تعميم داد و براي توصيف و تجزيه و تحليل وضعيت ساعات كار در ايران بين سطوح مختلف و در حوزه‌هاي مختلف اقتصادي و نيز دلايل و انگيزه‌هايي كه موجب ساعات كار طولاني مي‌شود، لازم است پژوهشهاي متعددي انجام شود.
در مورد دلايل و انگيزه‌هاي افراد در داشتن ساعات كار طولاني تفاوتهاي زيادي وجود دارد و در مطالعات انجام شده به مواردي مانند درآمد بيشتر، پيشرفت شغلي، حفظ شغل فعلي، رقابت با همكاران در كسب سمتهاي بالاتر، خدمت به جامعه و فرار از استرس‌هاي خانه و مانند آن، اشاره شده است.
نكته جالب در يافته‌هاي برخي از پژوهشها اين است كه ساعات كار طولاني تأثيري زيادي در افزايش بهره‌وري ندارد. در يكي از پژوهشها بيش از نيمي از پاسخگويان معتقد بوده‌اند كه اگر كارها به نحو بهتري سازماندهي و هدايت شود، مي‌توان ساعات كمتري را صرف كار كرد( مؤسسه بين‌المللي مديريت تعادل بين كار و زندگي، 2004: 14).
در برخي از مطالعات مشاهده شده است كه برخي از كاركنان، به‌ويژه مديران و متخصصان، علاوه بر انجام وظايف شغلي در محل كار، بخشي از وظايف خود را طي روزهاي هفته يا تعطيلات پايان هفته به خانه مي‌برند و بدين ترتيب فرصت كمتري پيدا مي‌كنند تا از مصاحبت با ساير اعضاي خانواده و رفتن به گردش و مسافرت، لذت ببرند.
از جمله موارد ديگري كه موجب عدم تعادل در كار و زندگي مي‌شود، چند شغله بودن است. برخي از كاركنان براي تأمين نيازهاي زندگي مجبورند بيش از يك شغل داشته باشند. مديران نيز با انگيزه درآمد بيشتر يا انگيزه‌هاي ديگري، به‌طور همزمان در چند شغل فعاليت دارند.
استفاده نكردن از مرخصي ساليانه و حضور درمحل كار در تعطيلات آخر هفته و تعطيلات رسمي از جمله موارد ديگري است كه موجب ايجاد تعارض در كار و زندگي مي‌شود. حجم زياد كار و مسئوليتهاي شغلي، تقسيم كار نامتعادل و نامتناسب، عدم حمايت از كاركنان، عدم امنيت شغلي، تهديد كاركنان و بدرفتاري با آنان، تعيين ضرب‌الاجل و فشار مداوم براي پايان كار، تغييرات شغلي و محيطي، سفرهاي طولاني براي انجام كار، مشكلات خانوادگي، عدم تقسيم وظايف خانه بين زن و مرد و عدم مشاركت در امور منزل، و غيره، از جمله موارد ديگري است كه به عنوان عوامل ايجاد استرس و تعارض بين كار و زندگي شناخته شده‌اند.
تحولات سالهاي اخير در اقتصاد جهاني و بازار كار، شدت و ضعف هر يك از عوامل مؤثر بر تعادل بين كار و زندگي را تحت تأثير قرار داده است. به‌طور مثال، فناوريهاي جديد مشاغلي را به وجود آورده كه اگر چه فعاليتهاي جسمي را كاهش داده ولي از طرف ديگر فعاليتهاي فكري را افزايش داده است. كوچك‌سازي سازمانها موجب شده تا كاركنان باقي مانده بخشي از وظايف كاركنان تعديل شده را برعهده گيرند. بسياري از مشاغل جديد نياز به دانش و مهارتهاي بالايي دارند كه موجب افزايش فشار رقابت بين كاركنان براي حفظ شغل يا به دست آوردن سمتهاي بالاتر شده است. وسايل و امكانات جديد و متنوعي كه در زندگي كاربرد دارند، موجب آسايش و سريعتر انجام شدن كارهاي منزل شده است ولي از طرف ديگر، تهيه اين وسايل و امكانات نياز به انجام كار بيشتر در خارج از خانه را افزايش داده است.
بررسي تأثير هر يك از اين عوامل و اثر تعاملي هر يك از آنها در افزايش يا كاهش تعادل در كار و زندگي نيازمند انجام پژوهشهاي بيشتر و گسترده‌تر در اين زمينه است، به‌ويژه آنكه سرعت تحولات و تغييرات به‌حدي است كه پاسخ امروز ما به يك مسئله ممكن است براي فردا اعتبار نداشته باشد. پژوهش دراين زمينه، در جوامعي مانند جامعه ما نيز ضروري است و بايد در دستور كار مديران جامعه و سازمانها و پژوهشگران قرارگيرد.

عوارض عدم تعادل در كار و زندگي
درصورتي كه تدابيري براي ايجاد تعادل در كار و زندگي انديشيده نشود، عوارض ‌مختلفي براي‌ فرد، سازمان و جامعه به‌وجودمي‌آورد. به‌منظور جلوگيري‌از طولاني شدن بحث، تنها به ارايه فهرستي از مواردي‌كه به‌عنوان عوارض عدم تعادل در كار و زندگي شناخته شده‌اند، بسنده شده و از تشريح آنها خودداري مي‌شود.
- دچار شدن به انواع بيماريهاي روحي و جسمي؛
- افزايش فشارآورهاي شغلي؛
- كاهش وفاداري و تعهد به سازمان؛
- افزايش نارضايتي شغلي؛
- افزايش تمايل به ترك سازمان؛
- غيبت از كار؛
- كاهش بهره‌وري و سود سازمان؛
- افزايش هزينه‌هاي جذب و آموزش كاركنان؛
- افزايش خطاهاي كاري؛
- افزايش مقاومت در مقابل تغييرات سازماني؛
- افزايش احساس بي‌عدالتي بين ميزان كار و حقوق و مزايا و پاداشها؛
- كاهش تمايل به پذيرش مسئوليتهاي شغلي؛
- كاهش مشاركت افراد در فعاليتهاي اجتماعي؛
- تغيير ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي، به‌ويژه ارزشهاي مرتبط با خانواده؛
- افزايش تنشهاي خانوادگي و مشكلات زناشويي.

پيشنهادها
به‌منظور جلوگيري از عوارض عدم تعادل بين كار و زندگي، فعاليتهاي گسترده‌اي در كشورهاي صنعتي در حال انجام است كه مي‌توان از اين تجارب براي حل مسايل جاري و پيشگيري از آنچه در آينده به عنوان يك مسئله درجامعه ما مطرح خواهد شد، استفاده كرد. برخي از اين راه‌حلها و پيشنهادها در سه محور زير خلاصه شده است:
1. پيشنهادهايي براي دولت‌ها
- تدوين راهبرد در زمينه تعادل بين كار و زندگي؛
- ترويج و آموزش فرهنگ تعادل بين كار و زندگي؛
- الزام سازمانها(دولتي و خصوصي) به داشتن برنامه مشخص در زمينه تعادل بين كار و زندگي؛
- نظارت بر رعايت قوانين و مقررات كار؛
- تأمين امنيت شغلي كاركنان؛
- افزايش حقوق كاركنان كم‌درآمد؛
- جلوگيري از داشتن مشاغل متعدد؛
- ايجاد محدوديت در ساعات كار اضافي و تنظيم ساعات و روزهاي كار بر اساس استانداردهاي جهاني؛
- وضع ماليات اضافي بر درآمد كار در زمان مرخصي؛
- وضع قوانين درحمايت از مادران شاغل( امكان استفاده از مرخصي بدون حقوق، قبل و بعد از زايمان؛ مراقبت از كودكان در زمان كار؛ الزام كارفرمايان به اعطاي مرخصي به مردان در زمان زايمان همسرانشان؛ شناور كردن ساعات كار؛ ...)؛
‌- حمايت و حفظ ارزش‌هاي خانواده.
2. پيشنهادهايي براي سازمان‌ها
- تدوين راهبرد براي مديريت تعادل بين كار و زندگي؛
- سازماندهي و مديريت مطلوبتر كارها؛
- پرداخت حقوق و پاداش بر مبناي عملكرد، به‌جاي تأكيد بر حضور فيزيكي؛
- افزايش حقوق و مزاياي كاركنان، به‌ويژه كاركنان كم درآمد؛
- ايجاد محيط حمايتي براي كاركنان؛
- ايجاد مراكز مشاوره براي كاركنان و خانواده‌هاي آنان؛
- شناوركردن ساعات و روزهاي كار براي كاركناني‌ كه دلايل موجه ‌دارند( مراقبت از افرادبيمار يا سالخورده؛ ...)؛
- امكان كار نيمه‌وقت براي داوطلبان كار نيمه‌وقت؛
- فراهم كردن تسهيلات و امكانات حمايتي براي مادران شاغل؛
- اعطاي مرخصي به‌جاي ساير پاداشها؛
- ايجاد محدوديت در ساعات كار اضافي؛
- فراهم كردن امكانات ورزشي و تفريحي براي كاركنان و خانواده‌هاي آنان؛
- جريمه عدم استفاده از مرخصي ساليانه.
3. پيشنهادهايي براي افراد
- داشتن هدف و برنامه براي ايجاد تعادل در كار و زندگي؛
- سازماندهي و برنامه‌ريزي براي انجام وظايف شغلي و مسئوليتهاي خانوادگي؛
- اهميت قايل شدن براي خانواده؛
- مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي؛
- همكاري در انجام كارهاي منزل؛
- انتخاب شغلي كه انجام آن شادي و لذت به‌همراه داشته باشد؛
- انتخاب همسري كه بتواند شريك واقعي غمها و شاديهاي زندگي باشد؛
- صرف وقت براي تفريح و ورزش دركنار خانواده؛
- انجام ورزش و دوري از عوامل استرس‌زا؛
- ايجاد تعادل بين درآمدها و هزينه‌ها؛
- كاهش ساعات كار اضافي، به‌ويژه براي كساني كه همسر شاغل دارند؛
- تعويق در زمان بچه‌دار شدن براي زوجهاي جوان؛
- محدود كردن تعداد فرزندان.

نتيجه‌گيري
مفاهيم‌ كار و زندگي بيشترين و قويترين پيوند را با فرد و جامعه دارند و ايجاد تعادل بين آنها از ارزش و اهميت بالايي برخورداراست. تعادل مورد نظر، تعادلي پوياست كه هر عنصر آن ضمن ارتباط و كنش متقابل با عنصر ديگر، نقش مكمل و حمايت‌كننده دارد و براي رسيدن به چنين تعادلي لازم نيست يكي به نفع ديگري تضعيف يا كنار گذاشته شود. اما اين تعادل خودبه‌خود ايجاد نمي‌شود و اگر رابطه بين كار و زندگي مديريت نشود، تعارض بين آنها زيانهاي جبران‌ناپذيري براي فرد، سازمان و جامعه درپي دارد. مقدمه رسيدن به تعادل بين كار و زندگي اين است كه مديران و ساير افراد جامعه به اين نگرش برسند كه مي‌توان اولويتهاي فرد، سازمان و جامعه را همسو و هماهنگ كرد. اين همسويي و هماهنگي نتايجي به‌همراه دارد كه ضمن ايجاد رضايت و خشنودي فردي، افراد جامعه را آماده مي‌كند تا در فعاليتهاي اجتماعي مشاركت جويند و وظايف شغلي خود را به‌خوبي انجام دهند.
مديران سازمانها مي‌توانند با مديريت كردن تعادل بين كار و زندگي، كاركناني شاد و خشنود داشته باشند كه با علاقه‌مندي، وفاداري و تعهد به سازمان، عملكردي مؤثر در شغل خود ارايه مي‌كنند. رسيدن به اين هـدف مستلزم آن است كه مديـران نگاه سنتي به رابطه كـار و زنـدگي را كـه در آن رقابت بين كـار و زندگـي به « بازي مجموع صفر» مي‌انجامد، كنار بگذارند و رويكردي را انتخاب كنند كه در آن منافع فرد و سازمان به‌طور همزمان و همسو با يكديگر مورد توجه قرار مي‌گيرد.
اگرچه به‌دليل وضعيت و شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه ايران تعارض بين كار و زندگي هنوز به‌صورت مسئله و مشكل حاد نمايان نشده، اما روند تحولات و تغييرات اجتماعي نشان داده كه آنچه درحال حاضر مشكل كشورهاي صنعتي است، در آينده‌اي نه‌چندان دور مي‌تواند مسئله جوامعي مانند جامعه ايران باشد. بنابراين، براي پيشگيري از عواقب آن لازم است همه افراد جامعه، به‌ويژه مديران، در راه ايجاد تعادل بين كار و زندگي گام بردارند.
گسترش فرهنگ تعادل بين كار و زندگي توسط صاحب‌نظران علوم انساني و رسانه‌هاي جمعي و نيز انجام پژوهش در اين زمينه، از جمله اقدامات اوليه و ضروري است كه مي‌تواند حساسيت و اهميت موضوع را براي كليه افراد، به‌ويژه مديران و تصميم‌گيران جامعه انتقال دهد.

منابع و ماخذ

- تافلر، آلوين.(1362). موج سوم. ترجمه شهيندخت خوارزمي، تهران: نشرنو.( تاريخ انتشار به زبان اصلي1980).
- كاستلز، مانوئل.(1382). عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ (سه جلد). ترجمه گروهي از مترجمان با سرويراستاري علي پايا. تهران: انتشارات طرح نو. ( تاريخ انتشار به زبان اصلي1999).

- Cowling، Marc.(2005). Still At Work? An Empirical Test of Competing Theories of the Long Hours Culture. www. theworkfoundation.com .
- Harvard Business Review.(2000). Harvard Business Review on Work and Life Balance. Harvard Business School Press.
- Joshi، Sunil، et al.( 2002). Work-Life Balance: A Case of Social Responsibility or Competitive Advantage? www.worklifebalance.com .
- Managing Work-Life Balance International.(2004).Work/ Life Initiatives- The Way Ahead Report on the Year 2005 Survey. Retrieved 2005، from www.worklifebalance.com.au .
- Todd، Sheri.(2004). Improving Work-Life Balance -What Are Other Countries Doing? Human Resources and Skills Development Canada .
- UNISON.(2005).Work Life Balance. www.unison.org.uk/worklifebalance/index.asp .


موضوعات مرتبط: مقالات روانشناسی

تاريخ : پنجشنبه 1388/06/19 | 14:16 | نویسنده : راشین |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.